اللهم صل علی محمد و آل محمد

خدایا حکمت قدمهایی را که برایم بر میداری آشکار کن تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهاییکه به رویم میبندی به اصرار نگشایم

سلسله نشست های فلسفی

 

سلسله نشست های فلسفی
 
خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می کند...  
  
1) اسلامیت فلسفه اسلامی به چیست؟
سه شنبه 26 فروردین 93 ساعت18-16
2) نسبت فضایل عقلی و فضایل اخلاقی
سه­ شنبه 2اردیبهشت ساعت 18-16
3) اخلاق اجتماعی: مبانی و پیامدها
سه­ شنبه 9اردیبهشت ساعت 18-16
4) مطهری و تحلیل کانت از مدرنیته
سه­ شنبه 16 اردیبهشت ساعت 18-16
5) فلسفه تکنولوژی: خودمختاری تکنولوژی مساله جامعه ما
            سه­ شنبه 23 اردیبهشت ساعت 18-16
6) فلسفه فرهنگ و مسائل نوپدید در حوزه فرهنگ
سه ­شنبه 30 اردیبهشت ساعت 18-16
7) فراکیشی (پارادوکسی)در حافظ و نیچه و کی­یرکگور
سه­شنبه 6 خرداد ساعت 18-16
با حضور اندیشمندان:
دکتر حمیدرضا آیت اللهی
دکتر علی­اکبر احمدی­افرمجامی
دکتر مهدی اخوان
دکتر عماد افروغ
دکتر محمدرضا بهشتی
دکتر حمید پارسانیا
دکتر مصطفی تقوی
دکتر عبدالرزاق حسامی­فر
دکتر سیدحسن حسینی
دکتراحمدعلی حیدری
دکتر محسن جوادی
دکتر اصغر دادبه
دکتر ریخته­گران
دکتر رضا سلیمان حشمت
دکتر محمدجواد صافیان
دکتر حمید طالب­زاده
دکتر حسین غفاری
دکتر محمد فنایی اشکوری
دکتر فیروز جایی
دکتر محمود مروارید
دکتر علی­اصغر مصلح 
دکتر مهدی معین­زاده  
دکتر مفتح  
دکترحسن میانداری 
دکترمحسن میری
 
آدرس: خیابان استاد نجات اللهی (ویلا) نبش خیابان ورشو
خانه اندیشمندان علوم انسانی
تلفن:  88911611-021


تاریخ ارسال: دوشنبه 26 اسفند 1392 ساعت 10:43 | نویسنده: mezginejad | چاپ مطلب
با ارائه نظر و " لایک " در انتشار این مطلب با ما سهیم شوید . (2)
جمعه 19 اردیبهشت 1393 13:44
فرشته عبدالهی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شکاکیت مطلق[ویرایش]

شکاکیت مطلق مدعی آن است تحقق هر موردی از معرفت ناممکن است.
بنا به ادعاهای شکاکیت مطلق، آدمی هیچ چیز را نمی‌تواند بداند و بنا به قرائت شدیدتر، دربارهٔ هیچ باوری نیز نمی‌تواند موجه باشد. گاهی شکاکیت مطلق را شکاکیت افراطی (extreme skepticism) به شمار می‌آورند که بر تفکر شکاکان یونان باستان باز می‌گردد. دو انتقاد از شکاکیت مطلق بدین شرح است:

(1) شکاکیت مطلق به گونه‌ای دچار ناسازگاری درونی است. یعنی شکاک مطلق مدعی آن است که «هیچ چیزی را نمی‌توان دانست» اما آیا او واقعاً می‌داند که «هیچ چیز را نمی‌توان دانست»؟ اگر او بپذیرد که چنین چیزی را نمی‌توان دانست، بنابراین چگونه مدعی آن است؟ اما اگر او بپذیرد که چنین چیزی را می‌داند، ادعای او گرفتار گونه‌ای ناسازگاری (inconsistency)، و به تعبیری خود–متناقض (self-contradictory) است. اگر مفاد گزاره ای خود را ابطال کند، این گزاره خود-متناقض است. اگر شکاک می‌داند که «هیچ چیزی را نمی‌توان دانست» پس او نمی‌تواند مدعی آن باشد که هیچ چیزی را نمی‌توان دانست؛ زیرا این خود موردی از دانستن است و آن ادعای کلی را نقض می کند. اما از سوی دیگر، اگر واقعاً هیچ چیزی را نمی‌توان دانست. بنابراین او همین را نیز نمی‌تواند بداند که هیچ چیزی را نمی‌توان دانست. دو قرائت از شکاکیت مطلق را باید در کتب معرفت‌شناسی جست که یکی قرائت شکاکیت آکادمیک (academic skepticism) و دیگری شکاکیت پیرونی (Pyrrhonian skepticism) می‌باشد.
مدعای شکاکیت مطلق آن است که هیچ چیز را نمی‌توان دانست که اگر این ندانستن معطوف به معرفت باشد قرائت حداقلی شکاکیت مطلق است و اگر این ندانستن متوجه باور موجه باشد قرائت قوی‌تر شکاکیت مطلق که قرائت حداکثری از شکاکیت مطلق خواهد بود. نقادان شکاکیت مطلق بر آن هستند که چنین ادعایی دچار ناسازگاری و خود تناقضی است. بدین ترتیب منتقدان این نوع شکاکیت می‌پرسند آیا شکاک همین موضوع را می‌داند یا نمی‌داند؟ حال چنانچه آنان بگوید این موضوع را می‌دانیم پس آنان حداقل به چیزی علم دارند و اگر بگوید نمی‌دانیم آنان چطور چنین حکمی را صادر نموده‌اند؟ ولی گویا انتقاد به شکاکیت بنابر فرض هنگامی وارد است که شکاک به جز دانستن و ندانستن هیچ گزینه‌ای دیگر در اختیار نداشته باشد. در حالیک ه باور اعم از معرفت است. از همین رو اعم (باور موجه) می‌تواند باشد. حتی اگر اخص (معرفت) در کار نباشد. بدین معنا می‌توان درباره گزاره‌ای باور موجه داشت ولی معرفت نداشت. ما در بسیاری از مواقع به گونه‌ای موجه به گزاره‌ای باور داریم حتی اگر واقعاً آن را نتوانیم بدانیم.
درخصوص این انتقاد به قرائت حداقلی، شکاک خواهد گفت «هیچ چیزی را نمی توان دانست» و این گونه از ادعای شکاکانه به هیچ روی خود- متناقض نیست. به بیان ساده تر، شکاک بدون گرفتار آمدن به خود تناقضی می تواند باور موجه داشته باشد مبنی بر اینکه هیچ موردی از معرفت ممکن نیست. بنابراین از راه انتقاد یاد شده نمی توان راه او را بست.

(2) شکاک مطلق نمی‌تواند به لحاظ عملی نگرش خود را چندان جدی بگیرد. به بیان دیگر التزام به پی‌آمدهای علمی این نگرش تقریباً ناممکن است. شکاک مانند افراد دیگر می‌خورد، می‌آشامد، به هنگام بروز خطر می‌گریزد و بر نداشته‌ها حسرت می‌خورد. چنین شخصی با آنچه در پیرامون او می‌گذرد، بر وفق نگرشش رفتار نمی‌کند و او بمانند همان شخصی رفتار می‌کند که درباره آنها بسیاری از چیزها را می‌داند. با این که این انتقاد همه‌فهم‌تر از انتقاد پیشین است لیکن این موضوع را مفروض گرفت است که هر کس چنان رفتار می‌کند که می‌داند.
اما ظاهراً این فرض نیازمند بررسی است. به سادگی می‌توان به رویکرد پیشین مراجعه کرد، یعنی دانستن به چیزی را با دانستن باوری موجه درباره آن جانشین کرد. شکاک مطلق در همه موارد عمل باور دارد و این او را ملزم نمی‌دارد که در آن موارد معرفت نیز داشته باشد.
سه‌شنبه 13 خرداد 1393 21:20
بنی اسدی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
رنه دکارت در لاهه از شهرهای کوچک فرانسه در سال 1596 زاده است . پدرش از قعنات و نجبای متوسط بود طبع کنجکاوی و محققی او از زمان کودکی نمایان شد . پدرش او را فیلسوفک می خواند. دوره تحصیل آن زمان را در مدرسه لافش که ژزوئیت ها اداره می کردند در هشت سالگی طی کرد . چندی هم به علم حقوق و طب پرداخت و چون به سن بیست رسید متوجه به نقص تربیت علمی خویش گردید و بنابر جهان گردی گذاشت . در خلوت انزوای هلاند دکارت فارغ امور زندگانی روزگار را وقف امور علمی کرد . جز با اهل فضل معاشرت و غیر از مرسن و معدودی دیگر با کسی مکاتبه نداشت . شبانه روز ده ساعت میخوابید و هر روز مدتی میان مردم به آزادی گردش می کرد درحالی که کسی او را نمی شناخت که مزاحم او شود . گوشت کم می خورد و شراب کمتر می نوشید ، به کارهای مردم مداخله و به امور سیاسی و دولتی به هیچ وجه عنایت نداشت . پس از آنکه چهار سال در هنلاند به امور علمی اشتغال ورزید ، تصنیفی حاضر کرد موسوم به ( عالم ) و آن بیانی بود از کلیه خلقت و یکی از اصول عقایدی که در آن اظهار نموده حرکت زمین بود و می خواست آن تصنیف را به چاپ برساند . در آن هنگام غوغای محاکمه ی گالیله بلند شد و خبر رسید که آن دانشمند به سبب اظهار عقیده به حرکت زمین مغبوض اولیای دین شده و در محکمه ی شرع محکوم گردیده . دکارت چون ستیزه با اهل دیانت و غوغای مذهبی را خوش نداشت با تاسف بسیاری از نشر کتاب خود منصرف گردید و چهار سال پس از آن واقعه کتاب دیگری به چاپ رسانید موسوم به « گفتار در روش درس راه بردن عقل و طلب حقیقت در علوم مذیل به سه رساله در مناظر و مرایا و کائنات جو و هندسه مندجات دین کتاب همه نتیجه تحقیقات و تفکرات شخص دکارت بود و نخستین کتاب علمی و فلسفی است که به زبان فرانسه نوشته شده .
بنی اسدی
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد ایمیل مدیر وبلاگ : philosophn@gmail.com